من سوده ام.
به همین سادگی!
اما
راستش را که بخواهید، مدت هاست فهمیده ام که خیلی از آدم ها به همین سادگی
«سوده بودن» را در نمی یابند...! توضیح می خواهند و معنا...! به دنبال
«سوده» می گردند، نه من... که معنای من درون من است، نه در چهار حرفی که
من را به یدک می کشند... و با این حال گاهی حس می کنم باید به
کسی که دارد به دنبال «من واقعی» می گردد و لا به لای جست و جو هاش به بن
بست «سوده» می خورد هم احترام گذاشت. حتی اگر عمقی ترین و مهم ترین جست و
جو ها به درون یک شخصیت را رها کرده و محکم و دو دستی به ظواهر چسبیده
باشد...
سوده هر چه می خواهد باشد و هر که را که می خواهد نشان دهد، برای من خیلی اهمیتی ندارد. من سوده ام. سوده ی خودم... و اما برای کسانی که می خواهند بدانند، دانستن خوب است...! پس بدانید:
سوده در لا به لای فرهنگستان:
- دهخدا می گوید: سوده یعنی آنچه از سودن بهم رسد چون سوده الماس و سوده آهن و سوده شنگرف وسوده صندل.
و بعد هر چه سوده در کل ادبیات فارسی وجود داشته را ردیف می کند پشت سر هم . . . ! :
بوقت رفتنش از سيم ساده باشد جاي
بگاه خفتنش ازمشک سوده باشد گاه . (ناصر خسرو)
گرد راه و آفتاب معرکه نزديک تو
خوشتر از گرد عبير سوده و ظل ظليل . (رودکي)
چون آهن سوده که بود بر طبقي بر
در زير طبق مانده ز مغناطيس احجار. (فرخي)
از نياز ماست زر اينجا عزيز
ورنه زر با سنگ سوده همسر است . (منوچهری)
چنين تا برآيد بر اين هفت سال
ميان سوده از تيغ و بند دوال . (شرفنامه منيری)
کسي کو بود سوده روزگار
نيابد بهر کارش آموزگار. (فردوسي)
جبه اي از خز نداشت بر تن چندانک
سوده و فرسوده گشت بر وي خلقان . (فردوسي)
يکتاست ترا جان و جسمت اجزا
هرگز نشود سوده چيز تنها. (ابوحنيفه اسکافي)
لاغر و سست و پير و فرسوده
سم و دندان او همه سوده . (ناصرخسرو)
اگر خواهي که بوي خوش بيابي
بمشک سوده در بايد رسيدن .
سود و زآن سوده شربتي برخاست
سرد و شيرين که تشنه را بنواخت .
- دکتر معین می گوید سوده بعنی:
1ـ ساييده شده ، لمس شده 2 ـ ريز شده ، خرد شده . 3 ـ گداخته ، مذاب . 4 ـ حك شده . 5 ـ محو شده . 6 ـ غبار.
-
و هر دو می گویند که چند تا ترکیب دیگر از سوده هم وجود دارد: سوده شدن،
سوده گر، آسوده، الماس سوده، برآسوده، چمن آسوده، خاطر آسوده، دل آسوده،
غم فرسوده، فراسوده، آسوده دل، مسوده و ...
سوده در تاریخ:
1. سوده دختر زمعة بن قيس بن عبد شمس
از همسران رسول خدا بود. او پیش از آن همسر سكران بن عمرو بود. سکران از
کسانی بود که به حبشه هجرت كرده و در همانجا هم دار فانی را وداع گفته
بود. سوده پس از او و يك سال پس از مرگ خديجه (س)، به همسری پيامبر (ص) در
آمد. او در سال 54 هجری در مدينه درگذشت. (1)
و اما....
2. سوده حمدانی: سوده حمدانی، دختر عمارة بن اشتر حمدانى
بود. شاعر بود و شعر هایش را برای علی (ع) و برای برادر جنگجویش در میدان
نبرد می سرود. و چنان زیبا و پر خروش می خواند که آهنگ شعرهایش گام های
جنگجویان را به سوی پیروزی حرکت می داد. و به این عمل خود به شدت مشهور
بود. داستانی بزرگی که از او در تاریخ به جای مانده به شرح زیر است: (2)
سوده
پس از رحلت على (ع)، به دلیلی ستمگرى هاى بی حد و اندازه ی بسر بن ارطاه
که حاکم دیار او بود، به عزم شكايت به دربار امويان رفت تا به عنوان
نماینده قوم خود با معاويه سخن بگوید. معاويه به محض آنکه او را دید،
برآشفت و گفت: «تو همان نيستى كه در جنگى كه على بن ابى طالب، عليه اموى
داشت شعر می خواندى و برادرانت را تحريك مى كردى...؟!». سوده گفت: «گذشته ها گذشته و دیگر باز نمی گردد...پس رهای شان كن! به امروز بیندیش...!»
معاويه
پاسخ داد: «اما حضور برادرت در آن جنگ يك امر عادى نبود! او جزو سلحشوران
نامآور جنگ علوى بود و تو بودی که او را با اشعارت تشجيع مىكردى...!» و سپس بخشی از اشعارى را كه سوده در آن موقع خوانده بود، زیر لب خواند: «و انصر عليا والحسين ورهطه واقصد لهند وابنها بهوان». و سوده باز تکرار کرد که گذشته ها را رها کن...
معاويه گفت: «حاجتت چيست وبراى چه آمدى؟»
سوده پاسخ
داد: «كسى كه مسئوليت اداره جامعه را به عهده گرفته است، در پیشگاه خداوند
مسئول است و نبايد به خلقى ستم کند و حق خدا را ضايع کند. بسر بن ارطاة كه
نماينده شماست و به ديار ما آمده است، حق خلق را رعايت نمى كند. اگر او
را عزل كنى ما آرام خواهيم بود. اگر عزل نكردى، عليه تو قيام خواهیم کرد.»
معاويه به شدت بر آشفت و گفت: «ما را به قيام تهديد مى كنى...؟!
آيا مى خواهى که تو را با وضعی دردناك از همين جا پيش همان حاكم بفرستيم
تا او درباره ی تو تصميم بگيرد...؟!!»
و سوده با صدای بلند
خواند: «سلام خدا بر روح كسى كه آن هنگام که به گور رسيد، گور با در بر
گرفتن او، عدل را بر گرفت و عدالت را در آغوش کشید. آن کس که سوگند ياد
كرد تا حق فروشى نكند و بهايى در قبال حق دريافت نكند. او در جان خود حق و
ايمان را هماهنگ هم و قرين و همتاى هم ساخت. »
معاويه پس از شنيدن اين دو بيت گفت: «اين شخص كيست؟»
سوده
گفت: «او علي بن ابي طالب، اميرالمؤمنين است!» ، و فضائل على را در محفل
معاويه شمرد تا جايى كه معاويه به ناچار پرسید: «چه امرى از على ديده اى
كه اين چنين به ستايش او زبان مى گشايى؟». و آن گاه سوده داستان خود را این چنین باز گفت:
مشابه
همين صحنه در زمان خلافت على بن ابیطالب پيش آمد و ما به عنوان شكايت از
يك كارگزار، به مركز حكومت علوى مراجعه كرديم، من به عنوان نماينده از قوم
خودم حركت كردم و رفتم كه شكايت به محكمه اميرالمؤمنين سلام الله عليه
ببرم. وقتى وارد منزل اميرالمؤمنين عليه السلام شدم، ديدم در حال نماز و
مشغول به عبادت خداست. اما او نماز را رها كرد وبا نگاهی مهربان به من
فرمود: «آيا كارى دارى؟» عرض كردم: «آرى، كارگزار شما در مسائل مالى قسط و
عدل را رعايت نمىكند و بر ما ستم روا مىدارد.»
وقتى اين گزارش
به عرض على بن ابىطالب عليه السلام رسيد و از روی شواهد اين گزارش، راستی
ادعا روشن شد، على (ع) گريه كرد و دستبه آسمان برداشت و گفت: «خدايا من
كارگزارانم را چنان تربيت نكردم كه به آنها ظلم را اجازه داده باشم، يا
ترك حق خدا را تجويز كرده باشم...»
آنگاه قطعه پوستى از جيبش در
آورد و در آن نامه ای به حاکم وقت نوشت: «دستورات الهى دستورات روشن است و
مبهم نيست. رهآورد وحى تاريك نيست تا كسى بهانه بگيرد و بگويد كه من
نفهميدم يا نديدم، زيرا بينه روشن از طرف ذات اقدس اله تنزل پيدا كرده
است. حق كسى را نباید كم نكنيد خواه آن طرف مسلمان باشد، خواه كافر. توفيه
حق، اداى حق و حرمت نهادن به حقوق ديگران است كه اين يك كار الهى است و هر
كار الهى ماندنى است و عند الله. من كه امام و رهبر شما هستم هم نمىتوانم
حافظ شما باشم. شما خود بايد با ايمان و عمل صالح، خويشتن را حفظ كنيد...»
و
سپس به كار گزارش خطاب كرد و فرمود: «همين كه نامه من به دست تو رسيد حق
كار ندارى وفقط بايد به عنوان يك امين، موجودى را حفظ كنى تا كارگزار بعدى
كه ابلاغ در دست اوست بيايد و سمت را از تو تحويل بگيرد.»
سوده
ادامه داد: «اين نامه را على بن ابى طالب عليه السلام به ما داد، و با
همان نامه تمامی مشكلات مردمم حل شد. ولى اكنون مشابه اين مشكل را در زمان
حكومت تو به تو گزارش مى دهم و تو چه می کنی...؟! مرا تهديد مى كنى»
معاويه
با شنيدن اين داستان به فر فرو رفت، دلش به رحم آمد و فوراً دستور داد كه
مشكل او را بر طرف سازند و حقى را كه از او ضايع شده بود به او برگردانند
که سوده فوراً گفت: «من نيامده ام كه فقط حق شخصى خود را احيا كنم...! من
آمدهام تا حيثيت جمعى را محترم بشمارم و حق جامعه را احيا كنم...»
آنگاه
معاويه او را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خوب می دانم که اين شهامت و
شجاعت را على در تو زنده كرده است!». و گفتاری را كه در اين زمينه از على
(ع) به ياد مانده بود در همان جا بر زبان جاری کرد:
«من اگر دربان بهشت بودم تمام حمدانى ها را به بهشت مىب ردم... که سخن از فرد نيست، سخن از یک جمع است...»
و
سرانجام دستور داد که هر انچه که سوده برای خود و قوم خویش می خواهد برایش
به سرعت انجام شود. و این چنین بود که سوده یک تنه و بدون سلاحی جز زبان و
کلامش، به جنگ ظلم رفت و هر آنچه را که حق خود و قومش بود، در چشم بر هم
زدنی باز پس گرفت.
سوده و مامان!:
اسم سوده رو مامان
برای من انتخاب کرد. بابا گفته بود که با هر اسمی که مامان بخواد روی من
بذاره، موافقت می کنه. و مامان دست به کار شده بود! می گفت دنبال اسمی می
گشتم که هم تک باشه و هم بار معنایی یا تاریخی خوبی داشته باشه. و از توی
کتابی که تمامی اسامی ایرانی و اسلامی رو توش داشت (کتاب مذکور هنوز هم
موجوده!) به 3 اسم رسیده بود:
ثمین، ساره، سوده.
...و سوده حمدانی بود که مامان رو تحریک کرد تا اسم خودش رو روی دختری کوچیکی که تازه پا گذاشته بود به این دنیای بزرگ، بذاره.
و من سوده شدم. به همین سادگی!
شاید
به این امید که یک روز دختری باشم به ظرافت شعر هایی که سوده حمدانی می
گفت... و دلی داشته باشم به وسعت ایمانی که سوده داشت... و شجاعت و غروری
به اندازه ی آنچه سوده مقابل معاویه نشان داد...
چی می شه...! (:
---------------------------------------------------------
§ پی نوشت ها:
(1) . (بحار:22/191 و اعلام زركلى)
(2) . زن در آینه جلال و جمال: ص 298 (آیة الله عبدالله جوادی آملی) با تخلیص.
پ.ن: دوستای سوده ای عزیزم! مرسی از لطف های بسیار زیادتون! ممنون میشم اگه هرکدوم تون اگه مطلبی در مورد معنی «سوده» داری یا برام میلش کنید، و یا منبعش رو بهم معرفی کنید، تا بتونم این پست رو کامل تر کنم...
سوده اسمی عربی است ومعنای آن "در مجد وشرف پیشی گرفته،بسیار شریف" است
به عنوان یک سوده عرض کردم
میتونی به کتاب "منجدالطلاب" که همون لغتنامه عربیه مراجعه کنی
مرسی عزیزم، خیلی لطف کردی (:
اضافه ش می کنم حتمن در اولین فرصت.
منم به عنوان یه سوده دیگه از هر دوتون بسیار سپاسگزارم،خیلی اطلاعات خوبی بود.
سلام با تشکر از اطلاعات مفیدتون
یه سوال داشتم من همیشه فکرمیکردم سوده یعنی به آرامش رسیده میخواستم بدونم تا چه حد درسته؟
سلام، خواهش می کنم. اینی که شما می گید رو من نشنیدم تا به حال. چیزهایی رو که تونستم پیدا کنم، توی متن نوشتم. اما این معنی جدید رو هم در اسرع وقت یه نگاهی میندازم ببینم چیزی پیدا می کنم راجع بهش یا که نه...
قابلی نداشت خانم دکتر!
بیشتر به خاطر این معنای اسممون رو نوشتم که فکر میکنم اگه اونو یه لغت فارسی در نظر بگیریم معانیش جالب نیست
دیر به دیر سر میزنم. ولی پیگیر مطالبت هستم.
موفق باشی
منم یه سوده ام.اسمم رو اصلا دوست ندارم.ولی خیلی از شما ممنونم.معنی اسمم رو میدونستم ولی این همه اطلاعات نداشتم درباره اسمم.یه دنیا ممنونم.
منم یه سوده ام.اسمم رو اصلا دوست ندارم.ولی خیلی از شما ممنونم.معنی اسمم رو میدونستم ولی این همه اطلاعات نداشتم درباره اسمم.یه دنیا ممنونم.
چرا عزیزم؟!
اسممون خیلی هم خاص و تکه و قشنگه! حالا اینجا رو آپ دیت هم می کنم با اطلاعات جدیدی که بچه ها دادن، اون وقت از این هم بهتر میشه!!
(؛
منم یه دختری به نام سوده هستم.خیلی اسمم رو دوست دارم و این اسم رو مامانم برام انتخاب کرده.مامانم میگه اسم سوده خیلی تکه و اسم قشنگیه.من از معنی اسم سوده خیلی خوشم میاد ولی این همه اطلاعات در مورد اسمم نمیدونستم.به اندازه تمام ستاره ها ازتون سپاس گذارم.
منم اسمم سوده هست.کلی دنبال معنیش گشتم.اخه هرکی اسممو ازم میپرسه بعدش میگه معنیش چیه.تا قبل اینکه معنیشو بدونم خیلی دوسش داشتم ولی الان دیگه نه!!!!!!!!!!!!!
سلام من سوده هستم.قبلا زیاد از اسمم خوشم نمیومد ولی وقتی فهمیدم یک سوده در دنیا وجود داره که این قدر هنر مند و با احساس نظرم در مورد اسمم تغییر کرد من 12 سال دارم و امید وارم که یک روز هم اسمم یعنی شما را از نزدیک ببینم دزستدار شما /سوده/
سلام عزیز
منم سوده ام.
جالبیش اینه که دکترم هستم. البته دکتر تمام نه نصفه.
جالب تریشم اینه که اسم برادرم هم سجاده!!!
وااااااااای :)) چه قدر جالب!
چند سالته؟ کجاا خوندی؟
البته منم اینترنم دیگه عزیزم، 1 سال دیگه تمومیم :دی
سلام منم سوده ام بابام میگی سوده به معنی سالار و سرورم هست یه دبیرم داشتیم که میگفتم سوده به معنی کدبانوست
salam sudeha manam ye sude ro dust daram etefaghan unam nimche doctore kash beyne shomaha bashe
سلام من نه سوده ام و نه دکتر ولی یه سوده دارم که خیلی دوسش دارم. اونم دست به قلمه یه جورایی حتما سایت شما رو بهش معرفی می کنم. سوده ی منم خیلی اسمشو دوست داره.
سلام سوده جوووووون-من خیلی دنبال معنی اسمم گشتم باید بدونی سوده در عرب قدیم به معنی سبزه روی بلند قامته من هم سبزم هم 180 قدمه برای همین بابام این اسمو واسم انتخاب کرد(آآآآآآآآهاهاهاهاهاهاهاهای سودهای ایرونی دوستون دارمممممممممممم)
سلام من هم سوده هستم من اسم سوده رودوست نداشتم ولی الان عاشقم اسم خودم شدم چون من دارای دواسم می باشم ولی حدود یک سال هست که عاشق اسم سوده شدم دوست دارم اسم شناسنامه ی من سوده باشه نه چیزدیگه تشکر ازشما که اطلاعاتی درباره اسم سوده داده اید
سلام!!!
منم صبا هستم دوست یه سوده خوب ...
سوده یه دفعه ای یاد اون روزی افتاد م که برام حکمت این سوده حمدانی رو برام گفتی تعریف کردی که مامانت با چه عشقی این اسمو برات گذاشته ...
یادش به خیر ...
سلام منم اسمم سوده اس ممنون از اطلاعاتتون *ولی به من گفتن سوده به معنی تعریف شده است می شه بگید درسته یا نه
دوست خوب یه سوده.... :)
یادش به خیر....! ؛)
سلام، منم سودم،ممنون از اطلاعات خیلی خوبتون، من عاشششق اسممم، من از یکی شنیدم که می گفت سوده در عربی به معنای عشقه، درست بودنشو نمی دونم!
manam esmam soodeh hast ,maniaye mokhtalefi peida kardam,kash manie dorosesho midoonestam